چه باید کرد
چه باید کرد
پسر امیر عربی که برای ادامه تحصیل به یکی از کشور های اروپایی
رفته بود روزی برای پدرش نامه ای نوشت که پدر من خجالت می
کشم که با ماشین آخرین مدل به دانشگاه می روم و استادانم با قطار
به دانشگاه می آیند . هفته بعد پدرش به همراه جواب نامه پول فرستاد
و برایش نوشت پسرم ناراحت نشو تو هم با این پولی که برایت
فرستادم قطار بخر و با قطار به دانشگاه برو .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 7:15 توسط احمد انصاری گیلانی
|
احمد انصاری گیلانی