کارتیمی و ضرورت رهبری در سازمان ها
کارتیمی و ضرورت رهبری در سازمان ها
( کار تیمی به صورت اتفاقی شکل نمی گیرد ، حاصل یک رهبری خوب است )
تیم واژه کوچکی است اما مفهوم وسیعی دارد . یک تیم هرچه منسجم تر باشد آثار آن گسترده تر است . از ویژگی های مهم تیم های موفق داشتن چشم اندازی روشن و متعهد بودن اعضاء به تحقق آن ، محترم شمرده شدن ارزش های هر عضو از سوی اعضای دیگر و مشخص بودن نقش اعضاء و نظارت متقابل آنها از یکدیگر است . موفقیت یک تیم و احراز چنین ویژگی هایی علاوه بر اعتقاد اعضای تیم به سر نوشت مشترک و پایبندی آنان به تلاش سنجیده و دقیق ، مستلزم وجود رهبری کار آمد نیز خواهد بود .
رهبری تیم
رهبری تیم نه به صرف پرداختن به موضوعات و مسایل تیمی بلکه با هدایت اعضای تیم تحقیق می یابد و تحقق رسالت رهبری جز با بر قراری ارتباط موثر بین اعضای تیم میسر نخواهد شد . رهبری تیم باید محیطی فراهم آورد که در آن اعضای تیم در کمال آرامش و با صمیمیت کامل تصمیمات لازم را اتخاذ کنند . از آنجا که رهبری تیم یک وظیفه چرخشی است ، همه اعضاء باید از توان رهبری بر خوردار باشند و در فرصت مقتضی وظیفه رهبری تیم را بر عهده بگیرند .
مهارت های رهبری
رهبری یک تیم باید ضمن داشتن مهارت های تدوین چشم انداز و تعیین اهداف تیم، ایجاد و ترویج فرهنگ مشارکت و همیاری در میان اعضاء تعیین انتظارات عملکرد آنان و مربیگری و تامین حمایت های مادی و معنوی از آنها ، از تفکری همه جانبه و جامع و قدرت تحلیل و استد لال نیز بر خوردار باشد .
نقش رهبری
رهبری تیم با ایفای دو نقش" وظیفه محور " و انسان محور" سرو کار دارد . به عبارت دیگر ، رهبر باید ضمن حصول اطمینان از اینکه اعضای تیم وظائف محوله خود را به خوبی انجام می دهند ، به ایجاد و حفظ روابط بین اعضا و انسجام تیمی آنان بپردازد .
گام های مهم رهبری
رهبری تیم باید در فر آیندی گام به گام ضمن برخورداری از توان خود - رهبری ، الگو ی خود راهبری اعضای تیم خود باشد و ضمن تشویق اعضای تیم به تنظیم اهداف خودشان ، به ایجاد الگو های مثبت در تیم بپردازد . او باید با پاداش دهی مناسب به تلاش های خود راهبری اعضای تیم ، باز خورد های سازنده و تفکر تیم محوری را ترویج و فرهنگ خود راهبری اعضای تیم را تسهیل کند .
دید گاه های رهبری تیم
در رهبری تیم چهار نوع دید گاه به قرار زیر قابل تشخیص است :
1 – دید گاه " رهبر قدرت گرا "
رهبر قدرت گرا تکالیفی را برای اعضاء تیم تعیین و تبیین می کند و اعضای تیم همانند افرادی "تهی از دانش " معامله و انگیزه آنان برای انجام کار سلب می شود . رهبری برای کنترل اعصاء و واداشتن آنان به رفتار مورد نظر خود به تنبیه متوسل می شود . اعضای تیم نیز به تدریج به افرادی ضعیف و فر مانبر دار مبدل می شوند .
2 – دید گاه " رهبر معامله گر "
دید گاه " رهبر معامله گر " بر رویکرد مبادله عقلانی استوار است و برتعامل اهداف و پاداش ها تاکید دارد . در این دید گاه قدرت رهبر از توانایی او در فراهم کردن پاداش برای تلاش هایی نشات می گیرد که اعضای تیم در اجرای منویات وی معمول می دارند .
پاداش و قدر دانی به عنوان ابزار در ارتقای انگیزه اعضا به کار گرفته می شود و اعضای تیم همانند افرادی رفتار می شود که علاقه ای به کار خود ندارند و با در نظر گرفتن منافعی حسابگرانه هر کاری را در قبال در یافت امتیازی انجام می دهند .
3 – دیدگاه " رهبر چشم گرا "
این رویگرد مبین یک " رهبر چشم گرا " است زیرا رهبر اعضای تیم را برای دنبال کردن چشم اندازی ترغیب می کند که خود تعیین کرده است . این دیدگاه بر توان رهبر در ایجاد چشم انداز های جذاب و انگیزه آفرین تاکید دارد . در این دید گاه فرض بر این است که اعضای تیم ضمن پذیرش رهبری ، به او و چشم اندازش اعتقاد دارند زیرا اولا چشم انداز رهبر را چشم انداز خود می دانند و ثانیا به اراده استوار رهبردر هدایت خودشان به سمت تحقق چشم انداز ایمان دارند .
4 – دید گاه " ابر رهبر "
این دیدگاه به جای اتکا به نفوذ پذیری اعضای تیم از عوامل خارجی بر تسهیل فر آیند یاد گیری خود راهبری آنان تاکید دارد . به عبارت دیگر رهبری شرایطی را ایجاد می کند که اعضای تیم به خود راهبری متوسل شوند . رهبر به عنوان یک الگوی رفتار می کند و اعضای تیم را به پذیرش مسئولیت و کار اثر بخش هم تیمی های خود تشویق می کند . رهبر اعضای تیم را در کسب مهارت های خود هدایتی ، خود انگیزشی و خود راهبری به معنای خود نظارتی ، خود هدف گزینی و خود پاداش دهی کمک می کند و اعضاء به عناصر قدرتمند تیم خود مبدل می شوند . با این کار و با ترغیب اعضا به خود راهبری رهبر می تواند حد اکثر بهره وری برای تیم و حد اکثر رضایت را برای اعضای آن فراهم آورد .
احمد انصاری گیلانی