زیبا بمیرد
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
چو روزی ز آغوش در یا بر آمد
شبی هم در آغوش در یا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی ۱۳۸۸ ساعت 13:7 توسط احمد انصاری گیلانی
|
احمد انصاری گیلانی