تبليغاتX
احمد انصاری گیلانی

احمد انصاری گیلانی

مونس شبهای تارم

خالقم ای مونس شبهای تارم
رفته است آن یا قارم , یار قارم
آسمان ابری سیه دارم برایم
مونس شبهای تارم
بر زبانم می رود شعر و ترانه
ساز من گویی شکسته ست
یا زبانم گویی بسته ست
مونس شبهای تارم
گر رود منزل به منزل , در کنارت من روانم
از کنارم می بری آرام جانم
مونس شبهای تارم
من چه گویم بر تو من هم
از کجا خوانم برایت , هم شعر و ترانه
شعر من می سوزد مرا , همشهریان مرا هم
مونس شبهای تارم
گر به منزل می بری آرام جانم , آهسته بر , آرام جانم
من دگر بینم تو را هم , آن به رویا , نجوا می گویم با ترانه ت
مونس شبهای تارم , با ترانه ت با شعر های دلبران , عاشقانه.ااگ 1391/01/24
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 15:51  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

ای تبعیدی به دل

 

دیگر چه بگویم , دیگر چه به سرایم

لحظه لحظه های زندگی , درس عبرتیست

از گفتنی ها بگو , از نا گفتنی ها حرفی نزن

ای تبعیدی به دل , با من بگو

و هزاران بار هم بگو ای نازنین من

بی تو هر شب با ستارگان نجوا می کنم

سو سوی نور تو پاسخ می دهد مرا

صبحگاهان با خورشید روی تو بیدار می شوم

آغاز می کنم روزم را با نورت ای نازنین من

فریاد رسی , آری به فریادم برس

من در انتظارت تا شب ماندم تا بیایی همرهم ای نازنین من.ااگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 8:5  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

اشک باران

 

اشک بار است چشم سرزمین سبز من گیلان
چه بگویم , چه کسی به سراید از زبان مردم سرزمین من
در کوچه باغهای دیلمان من , در شهر شهر من
چه کس جمع کند واگویه های آن دلبرکان عاشق را
نمی دانم , آن خاطره و شیرینی لحن کلامت می ماند
ای نازنین ز پیش ما رفته .
برای تو سروده ام شاید....... احمد انصاری گیلانی - رشت
بیست و چهارم اردیبهشت ماه یکهزارو سیصدو نودویک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 7:25  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

می وزد باد بهاری.

می وزد باد بهاری بر آن درخت رز کنون
من که می لرزم در این دنیای بی حاصل
ز فرزندان تاک
گاه این سو , گاه آن سو , گاه بی حاصل کنون
من چه گویم با تو ای یار صمیمی این کنون یا آن کنون.ااگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 20:50  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

حدیث عشق

حدیث منزلت عشق به که گویم من باز
که هر چه می کشم ز دست این عشق پاک است
بیا بیا همره هم باشیم در کنار خم و چشم خمار یار
که نیست باز هم ز سخن عشق خوشتر باز
و هم , بی وجود عشق زندگی لذتی نخواهد داشت.ااگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 13:44  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

سال نو بر شما مبارک باد.

ماهی تنگ بلور , دارمت من تو را دوست
این بهار هم من تو را بینمت همچو بلور
گل من باشی تو هم , در گلستان وجود
سال نو هم به تمام باشی پیروز , پیروز
" سال نو بر شما مبارک باد."
     احمد انصاری گیلانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 13:6  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

امید در سال نو

امید بسته ام به اول سال نو
که هر چه می گذر از شروع اول سال است
نگو نگو که کلیدی بسته شود در این سال هم
هیچ کلیدی بسته نشود برای هر دل پاک
منم منم آرزو کنم که این باشد هم برای من و ما . ااگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 13:2  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

شهر من

 
شهر رشت شهر من شهر زیبا

شهر زیبا رخان دلفریبا

من شهرم رشت را دوست دارم

نازنین زیبا رخانش را دوست دارم

از تو خواهم هم دوست بداری


شهر های گیلان ما را هم همچو رشتم

وه که زیباست , جایتان سبز باشد هر جا که باشید

یاد گیلان همواره با شما باشد.ااگ
 
بیستم اسفند ماه یکهزارو سیصدو نو " رشت " احمد انصاری گیلانی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 5:59  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

خاک مهر آیین

 

خاک مهر آیین

ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تو که در دامانت لاله می جوشد
سحر از چشمانت ژاله می نوشد
وطنم ای دل ها جمله مجنونت
مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم
آیینه ی دریاست ، این شوری که من دارم
در جان تو جاری ، آواز بیداری
با آسمان عهد و پیمانی دیرینه داری
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران...
از: اسماعیل فرزانه => احمد انصاری گیلانی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 5:54  توسط احمد انصاری گیلانی  | 

برای فرهادی , شاید گوشه ای از هنرش را ارزش گذارد.ااگ

برای فرهادی , شاید گوشه ای از هنرش را ارزش گذارد.ااگ

چه زیبا بود این هم میهنم فرهاد

به تندیسی گران , معنوی ارزش هنر دنیا

گرفت این ایرانی پر شور

هر چند ناچیز است

این تندیس
 
نشان می دهد همواره
 
این جمله بر حق است که من همراه تو گویم

"هنر نزد ایرانیان است "

و باز هم گویم که نا چیز است این تندیس

برای هم وطن , ایرانیانم هم .ااگ
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 8:29  توسط احمد انصاری گیلانی  |